تبليغاتX
جامعه اسلامی دانشجویان صنعتی اصفهان - به مناسبت تاسوعای حسینی
یکی از علل قیام اباعبدالله الحسین امر به معروف و نهی از منکر بوده است.

به همین مناسبت و با توجه به لزوم احیای این امر در زمان حال حاضر کشورمان

بد نیست مطالبی را در باب این واجب الهی از استاد شهید مرتضی مطهری

در اینجا بیاوریم:(حماسه حسینی جلد اول صفحه ۳۰۹ )

 شما اگر می‏خواهيد بفهميد كه مقام امر به معروف و نهی از منكر در اسلام‏
چيست ، اين روايتی را كه در كافی ( 1 ) است و از روايات بسيار معروف‏
و قطعی و مسلم ما است و در تمام كتب فقهی و حديثی معتبر آمده است و
مفصلترين حديث در اين باب است ، مطالعه كنيد . من قسمتهائی از آن را
برای شما می‏خوانم ، چون همه‏اش مفصل است . يك قسمتش كه اول حديث هم‏ هست اينست كه فرمود : در آخر الزمان ، مردم رياكاری پيدا می‏شوند كه
آيه قرآن و دعا می‏خوانند ،
« و يتنسكون » اظهار مقدس مابی می‏كنند
²
حدثاء سفهاء » يك مردم تازه به دوران رسيده احمقی هم هستند . تنها چيزی‏
كه اين مقدس ماب‏ها به آن اعتنا ندارند ، امر به معروف و نهی از منكر
است .
« لا يوجبون امرا بمعروف و لا نهيا عن منكر الا اذا امنوا الضرر »
اينها تا مطمئن نشوند كه امر به معروف و نهی از منكر ، كوچكترين ضرری به‏
ايشان نمی‏زند ، به آن تن نمی‏دهند .
« يطلبون لا نفسهم الرخص و المعاذير »
دائم دنبال اين هستند كه يك راه فراری برای امر به معروف و نهی از منكر
پيدا كنند ، يك عذری بتراشند كه خوب ديگر نمی‏شود ، ديگر ممكن نيست .
« يقبلون علی الصلاه و الصيام و ما لا يكلفهم فی نفس  و لا مال » دنبال آن عبادتهائی هستند كه نه به جان ، نه به مال و نه به‏
حيثيتشان ضرر می‏زند ، مثل نماز و روزه ، اما اگر وظيفه‏ای ، ضرری به جايی‏
می‏زند ، ديگر آن را قبول ندارند . تا آنجا كه می‏فرمايد اگر نماز هم به‏
كار يا حيثيت يا جانشان ضرر می‏زند ، آن را رها می‏كردند
« كما رفضوا اسمی‏
الفرائض و اشرفها »
. همان طوری كه عاليترين و شريفترين فريضه‏ها را رها
كردند ، نماز را هم رها می‏كردند . آن عاليترين و شريفترين فريضه‏ها كدام‏
است ؟
« ان الامر بالمعروف و النهی عن المنكر فريضه عظيمه بها تقام‏
الفرائض »
فريضه بزرگی است كه ساير فرائض به وسيله آن بپا می‏شود .
بايد امر به معروف و نهی از منكر باشد تا نمازی باشد ، تا زكاتی باشد ،
تا حجی باشد ، تا خمسی باشد ، تا معاملاتی باشد ، تا قانونی باشد ، تا
اخلاقی باشد .
باز قسمتی از حديث را حذف می‏كنم ، فرمود :
« ان الامر بالمعروف و
النهی عن المنكر سبيل الانبياء »
همانا امر به معروف و نهی از منكر ، راه‏
همه پيامبران است ،
« منهاج الصلحاء ، بها تقام الفرائض و تامن‏
المذاهب »
واجبات خدا به اين وسيله بپا داشته می‏شود و راهها به اين‏
وسيله امن می‏گردد ، كسبها به اين وسيله حلال ، و مظالم به اين وسيله باز
می‏گردد ، زمين به اين وسيله آباد می‏شود .
شما از اينجا بفهميد كه حوزه امر به معروف و نهی از منكر تا كجا است‏
، تا حدود آباد شدن زمين . خدا می‏داند آدم گاهی كه يك چيزهائی را می‏بيند
و در تاريخ اسلام مطالعه می‏كند ، دود از كله‏اش بلند می‏شود كه ما چه بوديم‏
و چه شديم .

اگر در مقابل اسرائيل ناتوانی ، ريشه‏اش را از
چند صد سال پيش پيدا كن كه امر به معروف و نهی از منكر را از ميان بردی‏
و در نتيجه دشمن بر تو مسلط شد .
« و يستقيم الامر » ، بدين وسيله است كه‏ كارها همه بر روی اساس استواری قرار می‏گيرد .
« فانكروا بقلوبكم ، و الفظوا بالسنتكم ، و صكوا بها جباههم ، و لا
تخافوا فی الله لومه لائم ، فان اتعظوا و الی الحق رجعوا فلا سبيل عليهم "
« انما السبيل علی الذين يظلمون الناس و يبغون فی الارض بغير الحق ،
اولئك لهم عذاب اليم »
" ( 1 ) ديگر فرصت ترجمه اين قسمت و ذكر
قسمتهای ديگر نيست .
يك فريضه‏ای كه در اسلام چنين مقام و ارزشی را دارد ، آيا می‏شود احتمال‏
داد كه درباره‏اش گفته‏اند اگر يك روزی ديدی اتفاقا ، تصادفا ، يك‏
نيروئی ، يا قدرتی داری انجام بده و اگر قدرت نداری ديگر تكليف ساقط
است .
اين تكليف ساقط است ، يعنی اسلام ساقط است . چون امر به معروفی‏
كه اسلام برای ما معرفی می‏كند ، به منزله پايه خيمه اسلام است .
چطور ممكن‏ است كه خود اسلام بگويد اگر تصادفا ديدی می‏توانی اسلام را نگه داری ، نگه‏ دار ، اگر تصادفا ديدی نه ، نمی‏توانی ، ديگر نمی خواهد ، خيالت راحت‏
باشد ! در مورد احتمال اثر هم همينطور است . بنده بروم در اطاقم بنشينم ،
بگويم من كه احتمال اثر نمی‏دهم . تو حق نداری احتمال اثر بدهی يا ندهی .
تو كه اصلا مطالعه نداری ، تو كه از اوضاع خبر نداری ، جريانات را
نمی‏دانی ، تو كه نمی‏دانی راه امر به معروف و نهی از منكر چيست ، تو كه‏
روانشناسی نمی‏دانی كه برای نفوذ در بشر از چه راهی بايد با روح او مواجه‏
شد ، تو كه جامعه شناسی نمی‏دانی ، تو كه چيزی نمی‏دانی ، حق نداری بگوئی‏ من احتمال اثر می‏دهم يا احتمال اثر نمی‏دهم .
اينست كه دور كن اين اصل‏ اساسی ، قدرت و آگاهی است ، و هر دو را هم بايد تحصيل كرد و به دست آورد ، غير از اين نمی‏شود .

۱-فروع کافی جلد ۵ صفحه ۵۵

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/09ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جامعه  |