تبليغاتX
جامعه اسلامی دانشجویان صنعتی اصفهان - زندگی ، پول و دیگر هیچ

مقدمه:مشکلات اقتصادی امریکا و تبعات آن در اقتصاد ایران و سایر کشورها را میتوان گلوگاه مقطعی در تاریخ زمان حال دانست.اگر بخواهیم مشکلی که در اقتصاد جهان امروز وجود دارد به صورت ملموس تر تشبیه کنیم مانند آنست که ما کامپیوتری داریم با انواع نرم افزارها برای اجرا بر روی کامپیوتر و cd ها و dvdهای مختلف و سایر ابزارهای مورد نیاز برای اجرای برنامه ها در کامپیوتر. ولی زمینه این همه نرم افزار وجود ندارد و آن سیستم عامل خوب نیست.به نوعی مشکل موجود ناشی از سیستم عامل موجود است پیاپی نرم افزارها بر روی آن اجرا می شود. سیستم عامل موجود در جهان امروز کاپیتالیزم یا سرمایه داری است و از سیستم عامل های قبلی می توان به مارکسیسم و لیبرالیسم اشاره و حال نئو لیبرالیسم.

مشکلات موجود در اقتصاد و سیستم عاملها ، اقتصاد دانان را بر آن داشته است که به سیستم عامل های قبل متوسل شوند.

گریزی بر سیستم عامل های اقتصادی گذشته:

مقدمه:

اگر بخواهیم فرآیند اقتصادی را برای یک کالا در طی مراحلی بیان کنیم میتوانیم به مراحل 1-تقاضا 2- استحصال منابع 3- تولید کالا 4-عرضه 5- فروش 6- خرید 7- مصرف اشاره کنیم. هر سیستم عامل اقتصادی بر یکی از محوریت های تقاضا، تولید ، و یا مشتری هستند و اگر بخواهیم این سیستم های اقتصادی را از لحاظ منبع تقسیم کنیم به طبیعت گرا و انسان گرا میرسیم

تفاوت موجود بین اقتصاد طبیعت گرا و انسان گرا:

تفاوت موجود در بین این 2 اقتصاد به تفاوت در نوع ظلم هر کدام به منبع مورد نظر است. برای مثال در طبیعت گرا بیش از حد توان طبیعت از آن بهره گیری می­شود و در انسان گرا با ظلم و استثمار بر خود و یا دیگران .

حال با تعریف این موراد به سراغ این مکاتب اقتصادی می رویم:

1-مکتب مرکانتیلیسم یا سوداگری : که به سال 1750 بر میگردد. در این مکتب اصالت به فلزات گرانبها داده میشود(اصالت در اینجا به معنای پشتوانه اقتصادی است)

2- فیزیوکراتها (اصالت زمین)

3- مکتب کلاسیک . پشتوانه های اقتصادی : 1-اصالت خرد 2- سرمایه 3- آزادی طبیعی بشر 4- منافع جامعه 5- توزیع ثروت 6- تقسیم کار 7- اصالت ارزش کار

4-نئو کلاسیک که اصالت را به ارزش مبادله یا پول می دانستند و معتقد بودند که معیار فقط فایده ی اجناس است برای مثال لباس  پله بازیکن معروف برزیلی فقط به اندازه ی یک لباس ارزش دارد و نه چیز دیگر .

5-سوسیالسیم(اقتصاد مارکس) پشتوانه های اقتصادی در این مکتب 1- اصالت جامعه نه خرد (تأمین اجتماعی موجود از اقتصاد مارکس است) 2- اصالت ماده  3– اصالت تعاونی 4- اصالت ارزش کار(به گفته دکتر شریعتی مارکس با نقدی که بر نظام کپیتالیزم کرد نظام سرمایه داری را سر عقل آورد)

آن چه قابل بررسی است آن است که پایه ی اصل 44 قانون اساسی و روش رسیدن به آن چسیت؟ آیا این اقتصاد امریکایی نیست(لیبرالیسم) ؟!!! مشکل موجود آن است که اگر پول ها به بخش های خصوصی واگذار شود. با خصوصی شدن این ثروت ها و پخش شدن بین این ارگانها دیگر شما با کسی روبرو نیستید که از آنها این ثروت را مطالبه کنید! آنچه می خواهیم آن است که اصل 44 را به خصوص بند «ج» آنرا مورد بازنگری قرار بدهند پای میز مناظره بیایند و نتیجه ی این مناظره را در افکار عمومی منتشر کنند!!

مشکل اقتصادی امریکا از کجا آب میخورد؟

آن چه در دولت امریکا به عنوان پشتوانه از سال 1965-1975 تعریف شده بود(پشتوانه به معنای آنکه به ازای آنچه پول موجود است طلا یا چیز هم ارزش با آن موجود باشد) طلا بود. از سال 1975-2005 سیاست های امریکا به سمتی پیش رفت که پشتوانه ی اقتصادی آن از طلا به نفت تغییر کرد.آنچه مشکل ایجاد کرد آن بود که دلارهای آمریکا در 12 کشور جهان جعل میشد در حالی که آن بدون پشتوانه بود. این باعث 27 تریلیارد دلار بدهی برای امریکا شد.

سوالاتی که برای اقتصاددانان امریکایی مطرح است:

1- چه کالایی میتواند جایگزین پشتوانه ی قبلی شود؟

2- آیا میتوان اقتصادی رقم زد که پول مبنا نباشد؟

نظریه هایی که تا به حال برای سوال اول مطرح شده :

1- پول ارزش یکسان و ثابت داشته باشد و آنچه بالا یا پایین میرود اقتصاد کشورها باشد.

2- تقسیم پشتوانه ها تا باعث بی ثباتی در اقتصاد نشود.(برای مثال 5% زمین ، 5% ارزش کار و ...)

و آنچه مکتب ما قرآن میگوید:

در مکتب ما اسلام محوریت بر اساس برکت است و نه پول. ساز و کار اقتصادی مطرح شده در قرآن در آیه 111 سوره توبه بر اساس خودفروشی است.

* إِنَّ اللَّهَ اشْترََى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَ أَمْوَالهَُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَتِلُونَ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فىِ التَّوْرَئةِ وَ الْانجِيلِ وَ الْقُرْءَانِ وَ مَنْ أَوْفىَ‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِى بَايَعْتُم بِهِ وَ ذَالِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ*

خود فروشی بر چند قسم است:

1- خود فروشی به خود(نرگسیسم) 2- نیروی عضله فروشی(کارگرها) 3- حنجره فروشی (خواننده ها) 4- ذهن فروشی(عالمان) 5- تن فروشی 6-فروختن خود به خدا

و آنچه مورد نظر قرآن است مورد ششم است.تفاوتی را بارز که میتوان بین 2 اقتصاد قائل شد آن است که در اقتصاد مدرن مال مالکیت درجه ی 1 دارد در حالی که در قرآن کریم مال مالکیت درجه 2 را دارد. در اقتصاد مدرن نفس انسان را میفروشد ولی در قرآن انسان خود را به خدا می فروشد در اقتصاد مدرن ناموس ناموس اولین فدایی در مقابل بحران هاست. ولی در اسلام ارزش ناموس حتی به دادن  برای آن نیز تأکید میشود.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/11ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جامعه  |