گزارش اردوی آموزشی زیارتی قم – جمکران:
واحد آموزش بنا بر استراتژی ها و
سیاست های کلی مورد نظر تشکل و با هدف آشنایی اعضای فعال جامعه با مجموعه های فکری
و تئوریک در سطح کشور همزمان با ایام میلاد حضرت معصومه اردویی را در قم برگزار
نمود. در این اردو که تعداد 30 نفر از دانشجویان شرکت داشتند در بازه زمانی محدود
سعی بر بهره وری کامل اعضا و ایجاد دغدغه برای طرح مسئله بعضی موضوعات شد. برنامه
این اردو که در روز های پنجشنبه و جمعه 9 و10 آبان ماه برگزار شد به شرح زیر میباشد:
1-صبح پبجشنبه ساعت 8:30 تا 9 بازدید از موسسه آموزشی ، پژوهشی امام خمینی
(ره) تحت نظرات آیت الله مصباح و پخش فیلم معرفی موسسه توسط مسئولین و آشنایی نسبی
با این نهاد فکری
2-صحبت با استاد
مشکی از اساتید غرب شناسی موسسه با موضوع تقابل اسلام و غرب
قسمتی از صحبت ها بدین شرح میباشد:
«ما سه درگیری با غرب داشتیم . دوتاش درگیری خیلی
شفاف بوده ، یکی از آنها نه ! درگیری اول ما با غرب ، درگیری نظامی بوده ، شفاف
بوده ، مرز ما مشخص ، دشمن هم معلوم است که کیست . درگیری دوم ، درگیری اقتصادی
بود با غرب ، که قرار دادهایی مثل زمان ناصرالدین شاه بسته میشود ، می گفتند
استعماریه ، بعضی ها می گفتند استعماری نیست . استعمار اون موقع دقیقاً کاربرد
معنای لغوی خودش را داشت . یعنی بعضی ها می گفتند این قراداد ها به نفع ماست ، عمران و آبادی برای ما می آورد .
مرز گمرکات را بدهند دست فلان کشور غربی ، چون ان ها کار ما را درست می کنند. ،یک همچین دیدی داشتند
.
قراردادهای فوق العاده وحشتناک هم با غربی ها می
بستیم که مثلاً می گفتی این قرارداد هیچ چیزش به نفع ما نیست ، می گفتند در نهایت
به نفع ماست ، حالا مثلاً پول حسابی بدهیم ، بعد خودشون درست می کنند . یک ارتباط
اینجوری با هم داشتند . اینجا یک مقدار اون شفافیت اول افتاد ، دو دسته شدند : یک
گروه روشنفکرهای غرب زده بودند که می گفتند غرب باید بیاید این کارها را برای ما
انجام بدهد ، به نفع ماست مثل میرزا ملکم خان که در تاریخ می خوانید ، یک گروه هم
علما بودند که به دنبال علمامردم کوچه و بازار که این ها می گفتند ما هیچ اعتمادی
به غرب نداریم ، اصلاً این ها می خواهند با قراردادها سرما کلاه بگذارند . اینجا
درگیری اقتصادی بود . اینجا ما موفقیت هایی داشتیم ، کامل نه ، ولی درگیری اتفاق
افتاد . مثلاً قراردادی که به تحریم تنباکو انجامید ، موفقیت این طرف بود . گرچه
ان ها از راه های دیگر هم وارد می شوند . درگیری سوم از همه بدتراست این که ما غرب
را الگوی پیشرفت خودمان کردیم . از این جا مشکلاتمان شروع می شود . انجا ما
اضمحلال فرهنگی داشتیم ، تمدنمون را از دست نمی دادیم ، یادمون نمی رفت ما جای
خودمان و اون ها هم جای خودشان . مرز ما مشخص بود ، دشمن معلوم بود کیست . اما دوره سوم که شروع شد ، اینها همه ریخت به
هم ، آقا مثلاً تمدن غرب که می خواهد وارد بشود ، ابزار غرب را بیاورم ، اقتصاد
غرب را بیاورم ، مشکل زندگی غرب را بیاورم ، این به ضرر من است که بگویم دشمن است ، به نفع من است . یک گروه گفتند اصلاً این تمدن ماست . غربی ها
با خودشون آوردند این جا . اینجا بود که اختلاف نظر زیاد شد ، چون اصلاً شفافیت آن
مثل قبلی نبود . این جا مبانی تمدن غرب ممکنه مشخص بشه ، الان مثلاً فردی سخنرانی
کند ، آقا اومانیسم بد ، فلانه ،
سکولاریسم بد باید گذاشتش کنار ، اما اینکه این اُمانیسم چطوری در اقتصادِ غرب
رسوخ کرده و این اقتصاد را شکل داده ، این را متوجه نمی شویم . جهتِ پنهان غرب این
است . چطوری این تفکر سکولار در صنعت غرب امده .
در مدیریت غرب امده ، تو روش زندگی
غرب امده ، اینها پنهانه. اینجا بود که اختلاف نظر شروع شد . یک عده گفتند تمدن
غرب اصلاً مالِ ماست ، برداشته و برده . حرف سید جمال که می گوید که ان جا اسلامه ، مسلمان نیست ، و اینجا
مسلمان هست ولی اسلام نیست ، این از اوایل این تفکر شروع شد .
یعنی اینجا غرب را الگوی پیشرفت
قرار دادند . مشکلاتمان از همین جا شروع می شود . ما تقریباً با این وضعی که اتفاق افتاد تمدن خودمان را فراموش کردیم . اصلاً گفتیم تمدن غرب از ما گرفته شده است .
این جا افول فکری ، فرهنگی ما شروع می شود . اینجا جوان های ما دوست دارند بروند
خارج . ان جا درس بخوانند ، اصلاً انجا بمونند .. علم و پیشرفت و پژوهش و اصلا
خوبی و همه ا نجا می رود ، ولی به هر حال حالت درگیری اضمحلالی پیدا کردیم .
مهمترین مشکلات ما از همین جاست .
3-شرکت در درس اخلاق آیت الله مکارم شیرازی در دفتر ایشان
4-سخنرانی حجت
الاسلام و المسلمین دکتر عبدالعلی رضایی از اساتید دفتر فرهنگستان علوم و پژوهشکده
دانشگاه صنعتی شریف با موضوع تبیین مبانی مهندسی تمدن اسلامی و پرشس و پاسخ
دانشجویان با ایشان ، بعد از این برنامه نماز مغرب و عشا به امامت ایشان برگزار
گردید و ایشان رهنمودهای اخلاقی نیز به بچه ها ارائه دادند که مورد استقبال دوستان
قرار گرفت
5-گپ و گفت و گوی
دانشجویی با حضور مهدی ابراهیم زاده دبیر 4 دوره قبل جامعه اسلامی دانشجویان و
دانشجوی رشته الهیات دانشگاه تهران برگزار گردید.
همچنین دوستان به زیارت حضرت معصومه و مسجد مقدس جمکران رفته و از فیض مراسمات
نورانی دعای کمیل ، دعای ندبه و نماز جمعه بهره بردند.

مطالب مطرح شده در جلسه در ادامه مطلب.
ضمنا دوستانی که سی دی جلسه را میخواهند به دفتر جامعه مراجعه فرمایند.
ادامه مطلب
سلام.می دونم تازه لباس مشکیتون را عوض کردین.می دونم این چند روزه حسابی تو
مجالس روضه امام صادق (ع) باصفا شدین.می خواسم زودتر خدمت برسم و من هم به وسع
خودم عرض ادبی کنم .باور کنین حتی شروع به نوشتن هم کردم.ولی بعد کلی نوشتن و
ویرایش کردن،همه مطلبم را پاک کردم.
اما الآن اومدم براتون روضه بخونم.
حق دارین بپرسین:آخه مرد حسابی،حالا چه وقت روضه خوندنه؟هر کاری وقتی داره؟همین کارها را میکنین که مردم نسبت به خدا و پیغمبر بدبین میشن!
البته من هم جواب دارم:روضه ای که من قراره بخونم یه کم با روضه هایی که تا حالا
شنیدین فرق داره.روضه من ممکنه تازه اشک چشمتون را خشک کنه و دادو بیدادتونا
بلند!!!آخه ما عادت کردیم تو عزای اهل بیت (ع) فقط از نحوه شهادتشون (که انصافا
برای یه دوستدار واقعی سنگینه)بگیم.برای همین ممکنه روضه من به دلتون نچسبه و من
نمی خواسم مزاحم حال خوشتون بشم.
اما بریم سراغ روضه من:
به این فکر کنین که امام صادق (ع) تموم عمرشون را صرف
کردن که از معارف عمیق الهی که کم کم داشت تو جامعه اونروز کمرنگ می شد،یا بوسیله
امامان ساختگی ذبح می شد،یا اینکه دچار پلیدی های فکری حاکمان و عالمان فاسد می شد
نگهبانی و نگهداری کنن.تو این راه شاگرد تربیت کردند،کلاس درس گذاشتند،بحث کردند،به
سؤالات علمی مردم پاسخ دادند و خلاصه هرکاری که بگین انجام دادند...این بار شجاعت و
شهامت این خاندان در میدان علم و جهاد علمی بروز کرد.و در نهایت بر سر این آرمان
جان خود را تقدیم دوست کردند.
چقدر دردناکه که پاکترین انسانها مردم را به راهی دعوت کنن که خیر خودشون در
اونه و بخاطر همین شهیدشون کنن.
تا اینکه اسلام عزیز از اون مرحله سرنوشت ساز با سلامت عبور کرد و امروز به
دست ما رسیده.
حالا چندتا سؤال:چقدر تلاش کرده ایم که با معارف اهل بیت (ع) آشنا بشیم؟اصلا
چقدر خودمون را آماده پذیرش کلام حق کردیم و به اصلاح درونمون پرداختیم؟چقدر
پایبند عملی به این معارف هستیم و در مقابل بی اعتنایی به این معارف حساسیم و
دلسوزی می کنیم؟آیا حاضریم در این راه جان و مال و عمرمون را مصرف کنیم؟
و چندتا مثال:
1-آیا ارتباط تلفنی با حرم امام عزیزمون حضرت علی بن موسی الرضا (ع) که این
روزها بین ما شایع شده ما را از ارتباط قلبی با ایشون غافل نکرده؟آیا رابطه امام و
مأموم در معارف ما اینقدر سطحیه؟آیا اویس قرنی نبود که بدون دیدن جمال ظاهری
پیامبر (ص) به محبت رسید؟چقدر امام را به خودمون نزدیک می دونیم؟
2-تاکی قراره در عزای امامان شجاع و مظلوم بقیع بر قبر خاکی اونا گریه
کنیم؟(که انصافا گریه دار است؟)
آیا دوری جوامع اسلامی از فرهنگ زیبای اهل بیت (ع)مصیبت بزرگتری نیست؟
3-چقدر به اخلاق ناب محمدی (ص)پایبندیم و روابطمون را بر این اساس می سازیم یا
اینکه فیلم های پرمحتوای تلویزیون استاد اخلاقمون شدن؟(یادمون نره بداخلاقی بیداد
می کنه.حتی شما دوست عزیز)
همه ما در این مصیبت ها شریکیم و باید لباس سیاه بپوشیم و عزا بگیریم.
ببخشید که روضه من طول کشید.حالا می تونین هرچی انتقاد دارین (البته اخلاقی)بگین.
