نشستی با حضور استاد معمار منتظرین
پیرامون وظایف اکنون ما(منتظران) در قبال حق وحقیقت
زمان:سه شنبه۲۴/۱۱/۸۵ساعت ۳بعدازظهر
مکان:حسینیه شهید مطهری جامعه اسلامی دانشجویان
به همین مناسبت و با توجه به لزوم احیای این امر در زمان حال حاضر کشورمان
بد نیست مطالبی را در باب این واجب الهی از استاد شهید مرتضی مطهری
در اینجا بیاوریم:(حماسه حسینی جلد اول صفحه ۳۰۹ )
شما اگر میخواهيد بفهميد كه مقام امر به معروف و نهی از منكر در اسلام
چيست ، اين روايتی را كه در كافی ( 1 ) است و از روايات بسيار معروف
و قطعی و مسلم ما است و در تمام كتب فقهی و حديثی معتبر آمده است و
مفصلترين حديث در اين باب است ، مطالعه كنيد . من قسمتهائی از آن را
برای شما میخوانم ، چون همهاش مفصل است . يك قسمتش كه اول حديث هم هست اينست كه فرمود : در آخر الزمان ، مردم رياكاری پيدا میشوند كه
آيه قرآن و دعا میخوانند ، « و يتنسكون » اظهار مقدس مابی میكنند
²حدثاء سفهاء » يك مردم تازه به دوران رسيده احمقی هم هستند . تنها چيزی
كه اين مقدس مابها به آن اعتنا ندارند ، امر به معروف و نهی از منكر
است . « لا يوجبون امرا بمعروف و لا نهيا عن منكر الا اذا امنوا الضرر »
اينها تا مطمئن نشوند كه امر به معروف و نهی از منكر ، كوچكترين ضرری به
ايشان نمیزند ، به آن تن نمیدهند . « يطلبون لا نفسهم الرخص و المعاذير »
دائم دنبال اين هستند كه يك راه فراری برای امر به معروف و نهی از منكر
پيدا كنند ، يك عذری بتراشند كه خوب ديگر نمیشود ، ديگر ممكن نيست .
« يقبلون علی الصلاه و الصيام و ما لا يكلفهم فی نفس و لا مال » دنبال آن عبادتهائی هستند كه نه به جان ، نه به مال و نه به
حيثيتشان ضرر میزند ، مثل نماز و روزه ، اما اگر وظيفهای ، ضرری به جايی
میزند ، ديگر آن را قبول ندارند . تا آنجا كه میفرمايد اگر نماز هم به
كار يا حيثيت يا جانشان ضرر میزند ، آن را رها میكردند « كما رفضوا اسمی
الفرائض و اشرفها » . همان طوری كه عاليترين و شريفترين فريضهها را رها
كردند ، نماز را هم رها میكردند . آن عاليترين و شريفترين فريضهها كدام
است ؟ « ان الامر بالمعروف و النهی عن المنكر فريضه عظيمه بها تقام
الفرائض » فريضه بزرگی است كه ساير فرائض به وسيله آن بپا میشود .
بايد امر به معروف و نهی از منكر باشد تا نمازی باشد ، تا زكاتی باشد ،
تا حجی باشد ، تا خمسی باشد ، تا معاملاتی باشد ، تا قانونی باشد ، تا
اخلاقی باشد .
باز قسمتی از حديث را حذف میكنم ، فرمود : « ان الامر بالمعروف و
النهی عن المنكر سبيل الانبياء » همانا امر به معروف و نهی از منكر ، راه
همه پيامبران است ، « منهاج الصلحاء ، بها تقام الفرائض و تامن
المذاهب » واجبات خدا به اين وسيله بپا داشته میشود و راهها به اين
وسيله امن میگردد ، كسبها به اين وسيله حلال ، و مظالم به اين وسيله باز
میگردد ، زمين به اين وسيله آباد میشود .
شما از اينجا بفهميد كه حوزه امر به معروف و نهی از منكر تا كجا است
، تا حدود آباد شدن زمين . خدا میداند آدم گاهی كه يك چيزهائی را میبيند
و در تاريخ اسلام مطالعه میكند ، دود از كلهاش بلند میشود كه ما چه بوديم
و چه شديم .
اگر در مقابل اسرائيل ناتوانی ، ريشهاش را از
چند صد سال پيش پيدا كن كه امر به معروف و نهی از منكر را از ميان بردی
و در نتيجه دشمن بر تو مسلط شد . « و يستقيم الامر » ، بدين وسيله است كه كارها همه بر روی اساس استواری قرار میگيرد .
« فانكروا بقلوبكم ، و الفظوا بالسنتكم ، و صكوا بها جباههم ، و لا
تخافوا فی الله لومه لائم ، فان اتعظوا و الی الحق رجعوا فلا سبيل عليهم "
« انما السبيل علی الذين يظلمون الناس و يبغون فی الارض بغير الحق ،
اولئك لهم عذاب اليم » " ( 1 ) ديگر فرصت ترجمه اين قسمت و ذكر
قسمتهای ديگر نيست .
يك فريضهای كه در اسلام چنين مقام و ارزشی را دارد ، آيا میشود احتمال
داد كه دربارهاش گفتهاند اگر يك روزی ديدی اتفاقا ، تصادفا ، يك
نيروئی ، يا قدرتی داری انجام بده و اگر قدرت نداری ديگر تكليف ساقط
است . اين تكليف ساقط است ، يعنی اسلام ساقط است . چون امر به معروفی
كه اسلام برای ما معرفی میكند ، به منزله پايه خيمه اسلام است . چطور ممكن است كه خود اسلام بگويد اگر تصادفا ديدی میتوانی اسلام را نگه داری ، نگه دار ، اگر تصادفا ديدی نه ، نمیتوانی ، ديگر نمی خواهد ، خيالت راحت
باشد ! در مورد احتمال اثر هم همينطور است . بنده بروم در اطاقم بنشينم ،
بگويم من كه احتمال اثر نمیدهم . تو حق نداری احتمال اثر بدهی يا ندهی .
تو كه اصلا مطالعه نداری ، تو كه از اوضاع خبر نداری ، جريانات را
نمیدانی ، تو كه نمیدانی راه امر به معروف و نهی از منكر چيست ، تو كه
روانشناسی نمیدانی كه برای نفوذ در بشر از چه راهی بايد با روح او مواجه
شد ، تو كه جامعه شناسی نمیدانی ، تو كه چيزی نمیدانی ، حق نداری بگوئی من احتمال اثر میدهم يا احتمال اثر نمیدهم . اينست كه دور كن اين اصل اساسی ، قدرت و آگاهی است ، و هر دو را هم بايد تحصيل كرد و به دست آورد ، غير از اين نمیشود .
۱-فروع کافی جلد ۵ صفحه ۵۵
بمناسبت دهه پر فروغ فجر
بسم الله الرحمن الرحیم
انقلاب اسلامي ايران بعنوان الگوي نويني از نظام سياسي، اجتماعي، فرهنگي براي بشريت بود كه با تقابل جدي با وضع نابسامان عصر موجود يعني استقرار حكومتي طاغوتي ، دين ستيز و وابسته در كشور و جهاني در گرداب ماركسيسم و ليبراليسم سر برآورد و فصلي نوين از آموزه ها و مناسبات جهاني را پي ريزي نمود.
ملت متمدن، تاريخ ساز و موحد ايران عليرغم برخورداري از شايستگي هاي ملي، فرهنگي، اسلامي برجسته و توانمنديهاي فوق العاده از نعمتهاي اولیهای همچون آزادي، استقلال، هويت، عزت و احترام ملي و بين المللي محروم بودند.
قدرتهاي بدون تاريخ و بي هويت تازه به دوران رسيده استعمارگر ، با تصويب و تحميل قوانين و معاهدات ننگيني، انسانيت اين انسانهاي سربلند را نشانه گرفته بودند.
ليكن هيهات و هزاران هيهات؛ ايرانيان كه پرورش يافتگان و تعليم دیدگان مكتب سعادت بخش نفي سازش و تسليم و جرعه نوشان چشمه پايان ناپذير و عزتمند ولايتند و در مكتب حيات بخش اسلام درس سعادت ، شرافت و شهادت را آموختهاند، همچنين وضع ننگيني را برتابند، مردمان اين ديار با تاسي از بزرگان و پيشينيان پر افتخار تاريخ خويش، مرگ با عزت را هزاران بار شيرينتر و با لذت تر از زندگي ذليلانه برگزيدند، وابستگي ، نوكري خداستيزان بي هويت یعنی بردگي نوين با لعابها و پوشش هاي رنگ باخته مدرنيته را تحمل نكرده و نخواهند كرد.
امريكا كه خود را حاصل تكامل تلاقي افكار اومانيستي ليبرال سرمايهداري غرب ميدانست ، از دو بستر گسترش لااباليگري در عرصه اجتماع، فرهنگ و سياست و پرورش و نصب بردگان حاكم نما، براي چپاول هستي تمام ملتهاي مظلوم جهان حيطه غارتگري و انسان ستيزي را توسعه ميداد.
در اين زمان دنيا در دو قطب .....
متن اين بيانيه از سوي اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان دانشگاههاي كشور (تحكيم وحدت)، اتحاديه انجمنهاي اسلامي مستقل دانشجويان دانشگاههاي كشور، بسيج دانشجويي دانشگاههاي كشور، اتحادیه جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاههاي كشور و جنبش عدالتخواه دانشجويي امضا گردیده است
ادامه مطلب
بمناسبت دهه پر فروغ فجر
بسم الله الرحمن الرحیم
انقلاب اسلامي ايران بعنوان الگوي نويني از نظام سياسي، اجتماعي، فرهنگي براي بشريت بود كه با تقابل جدي با وضع نابسامان عصر موجود يعني استقرار حكومتي طاغوتي ، دين ستيز و وابسته در كشور و جهاني در گرداب ماركسيسم و ليبراليسم سر برآورد و فصلي نوين از آموزه ها و مناسبات جهاني را پي ريزي نمود.
ملت متمدن، تاريخ ساز و موحد ايران عليرغم برخورداري از شايستگي هاي ملي، فرهنگي، اسلامي برجسته و توانمنديهاي فوق العاده از نعمتهاي اولیهای همچون آزادي، استقلال، هويت، عزت و احترام ملي و بين المللي محروم بودند.
قدرتهاي بدون تاريخ و بي هويت تازه به دوران رسيده استعمارگر ، با تصويب و تحميل قوانين و معاهدات ننگيني، انسانيت اين انسانهاي سربلند را نشانه گرفته بودند.
ليكن هيهات و هزاران هيهات؛ ايرانيان كه پرورش يافتگان و تعليم دیدگان مكتب سعادت بخش نفي سازش و تسليم و جرعه نوشان چشمه پايان ناپذير و عزتمند ولايتند و در مكتب حيات بخش اسلام درس سعادت ، شرافت و شهادت را آموختهاند، همچنين وضع ننگيني را برتابند، مردمان اين ديار با تاسي از بزرگان و پيشينيان پر افتخار تاريخ خويش، مرگ با عزت را هزاران بار شيرينتر و با لذت تر از زندگي ذليلانه برگزيدند، وابستگي ، نوكري خداستيزان بي هويت یعنی بردگي نوين با لعابها و پوشش هاي رنگ باخته مدرنيته را تحمل نكرده و نخواهند كرد.
امريكا كه خود را حاصل تكامل تلاقي افكار اومانيستي ليبرال سرمايهداري غرب ميدانست ، از دو بستر گسترش لااباليگري در عرصه اجتماع، فرهنگ و سياست و پرورش و نصب بردگان حاكم نما، براي چپاول هستي تمام ملتهاي مظلوم جهان حيطه غارتگري و انسان ستيزي را توسعه ميداد.
در اين زمان دنيا در دو قطب .....
متن اين بيانيه از سوي اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان دانشگاههاي كشور (تحكيم وحدت)، اتحاديه انجمنهاي اسلامي مستقل دانشجويان دانشگاههاي كشور، بسيج دانشجويي دانشگاههاي كشور، اتحادیه جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاههاي كشور و جنبش عدالتخواه دانشجويي امضا گردیده است
ادامه مطلب

