نگاه از بالا به فتنه ی تشکیلاتی جامعه اسلامی
با توجه به اتفاقات چند روز اخیر به نظر می رسد فضای فتنه آلود و غبار زده ی تشکل نیاز به یک نگاه مجدد و بررسی دوباره دارد تا در زیر رگبار پیامک های ضد و نقیض و جنگ رسانه ای(!) حق و باطل ،و سره و ناسره از یکدیگر بازشناخته شود.
با گذشت سی سال از انقلاب ، کم کم و به مرور دشمنِ برانداز ضعیف و ضعیف تر شد تا آنجا که عملا از صحنه کنار رفت و به گوشه ی صفحات تاریخ خزید و به اغما رفت. در جبهه ی مقابل ولی اتفاقات دیگری در شرف یا در حال وقوع بود. با کنار رفتن دشمن خارجی و آرام شدن طوفان های براندازی از بیرون، سر و صداهایی از داخل شنیده شد که چیزی نبود جز صدای ترک خوردن و باز شدن شکاف های عقیدتی و فکری ای که درون انقلاب و درون شخصیت ها ی انقلابی وجود داشت . کسانی که تا دیروز تمام قد در برابر دشمن بیگانه ایستاده بودند ، حالا که دشمن از صحنه طرد شد ، کم کم با هم مواجه شدند و گرایشات یکدیگر را کاویدند و به یکدیگر پرداختند. اگر تا دیروز تجمل گرا و ساده زیست در یک جبهه بودند ، حالا که صحنه عوض شد و ورق به نفع آنان برگشت ، همین شکاف های بعضا جزیی فکری و عقیدتی باز و بازتر شد تا اینکه حوادث پس از انتخابات را رقم زد و فتنه ای ایجاد کرد که حاصل آن واپسین دست و پا زدن های یک گرایش فکری بود که داشت آرام آرام از انقلاب کنده می شد و به تاریخ می پیوست.
اینگونه حوادث در هر جامعه و تشکلی لا جرم به وجود می آید. برای مثال می توان به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اشاره کرد . این تشکل که در ابتدای تاسیس دشمن سر سخت تفکرات لیبرالی و بنی صدر بود ، پس از مدتی و و با کنار رفتن بنی صدر و افول لیبرالیسم در ایران مواجه شد با شکاف های فکری و عقیدتی در درون خود که به دلیل بزرگ بودن این شکاف ها و عدم مدیریت صحیح به انحلال سازمان در سال 1361 منجر شد.
اینگونه شکاف ها در هر تشکلی ناچار اتفاق می افتد که اتفاقا اگر به خوبی مدیریت شود مطمئنا باعث تصفیه ی تشکل و محکم تر شدن پیوند های تشکیلاتی خواهد شد . علاوه بر آن ، فضای فتنه باعث شناختن دیدگاه های مختلف پیرامون یک موضوع و آشنایی با دیدگاه حق می شود که علاوه بر واکسینه کردن تشکیلات، باعث پخته تر شدن اعضا خواهد شد.
آنچه در چند روز اخیر رخ داد در واقع نقطه ی عطفی است -جنگ سرد گونه- که تشکل جامعه برای رسیدن به بلوغ ناچارا باید از آن بگذرد و این مرحله ی حساس را به سلامت طی نماید و آن نقطه ی عطف جدا شدن تفکری بدلی و ناقص از تشکیلات است که واپسین دست و پای خود را می زند که یا باقی بماند یا کل تشکل را همراه خود به قعر نابودی بکشاند. و آن تفکر بدلی و اشتباه نگاه انحرافی به تشکل و تشکیلات است . نگاهی که متاسفانه از ابتدا برای بعضی از افرادی که وارد تشکل شدند و حتی رده های بالایی از تشکل را هم اختیار کردند وجود داشت ولی همان طور که قبلا گفته شد به دلیل وجود دشمن خارجی و روشن بودن جبهه ی جنگ زیاد مورد توجه قرار نگرفت ، اما پس از پیروزی در این صحنه و به کرسی نشستن گفتمان جبهه ی عدالت خواه ، کم کم این اختلافات و این شکاف ها سر باز کرد تا بدان جا رسید که آن صحنه های فجیع در انتخابات دفتر مرکزی اتفاق افتاد و آن رفتار شنیع از عده ای دیده شد و می شود.
اما آن نگاه انحرافی به تشکیلات چه بود؟ می توان به تشکیلات به دو گونه نگریست ، گونه ی اول دیدگاه مجاهدین خلقی و گونه ی دوم تشکیلات جمهوری اسلامی. در تشکیلات مجاهدین خلق نگاه به تشکیلات نگاهی است سلسله مراتبی که در آن دو موضوع عمده دنبال می شود: اولا مسئله ی مافوق و زیر دست و این که زیر دست به اقتضای درجه باید اطاعت محض از مافوق داشته باشد( تشکیلات هرمی یا مخروطی) و ثانیا گفتمان سازی همراه با ورود اشخاص به گفتمان به عنوان یکی از شاخصه ها و پارامتر ها ی گفتمان. به عبارت دیگر در این دیدگاه علاوه بر ایجاد گفتمان ، اشخاص نیز به عنوان یکی از اصول مطرح می شوند و همراه گفتمان در جامعه جولان می دهند و احیانا در صورت غلبه ی گفتمانشان باید خود اشخاص نیز در صدر آن، کارها را به ید قدرت خود و هم قطارانشان بگیرند. در واقع اشخاصی که این دیدگاه را دارند از تشکل به عنوان سکوی پرشی استفاده می کنند که به وسیله ی آن با ایجاد رابطه با بزرگان سیاسی و مسئولین کشور، رزومه ای برای خود بسازند و آینده ی درخشانی رقم زنند.ولی در نگاه تشکیلات جمهوری اسلامی نه اولی مطلوب است نه دومی. در این دیدگاه اولا موضوع مافوق و زیر دست به آن شکل مطرح نیست بلکه در این جا اعضای عادی و در واقع زیردستان اهمیت دارند. چیزی که از آن به نخبه پروری تعبیر می شود. در این دیدگاه مهمترین وظیفه ی تشکل نخبه پروری و پر و بال دادن و پناه دادن به کسانی است که از فضای فاسد جامعه و جو آلوده ی دانشگاه به یک تشکل اسلامی پناه آورده اند . در ثانی در این دیدگاه فقط گفتمان به جامعه عرضه می شود هر چند گفتمان سازان برای نهادینه کردن تفکرات و عقایدشان زیر فشار قرار گیرند و با مشکلات متعدد مواجه شوند. این دیدگاه عاشق خدمت است نه طالب قدرت. و این است آن دیدگاه درستی که باید باقی بماند و با یاری خدا و مساعدت دوستان باقی خواهد ماند .
دسته دسته کردن تشکل کار پسندیده ای نیست ولی کسانی که با تحریم انتخابات و اصلاح یک سویه ی اساسنامه و آن رفتار های انجام شده در بعد از ظهر روز انتخابات (که این قلم به دلیل زشت و شنیع بودنشان از ذکر آنها معذور است )، در واقع در صدد برآمدند تا برای هدف ناپسند خود ، ابزار ناپسند تری مثل ضربه زدن به بیت المال را به کار بندند و خود را طیف مشهد نامیده اند باید بدانند که آلت دست کسانی شده اند که ازتفکر مجاهدین خلقی در مورد تشکیلات پیروی می کنند و این یعنی جدا شدن از تشکل و از دست دادن فرصت خدمت. در همین جا از همه دوستان عاجزانه درخواست دارم مجددا به افعال خود بیندیشند و راه خود را از کسانی که جز بی آبرو کردن تشکل در سطح کشور هدفی ندارند جدا نمایند. بیایید نگذاریم جامعه بیش از این از دانشجو نا امید شود.
تشخیص ظلم، ظلم بزرگ، ظالم، دروغ و دروغگو، ریا و نیرنگ، همگی در تقویت بصیرت و تسریع تحقق حق و نابودی باطل موثرند.
دبیران محترم، شوراهای مرکزی و اعضای گرامی دفاتر 40 گانه اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان
آنچه این روزها در اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان به عنوان یکی از جریان های دانشجوئی اصیل انقلاب اسلامی که همواره مساعی اش احیا سیرت انقلاب اسلامی در سیره دانشجوئی خود بوده است، مصادیقی بارز از اخلاط حق و باطل و فتنه زائی کسانی است که به ناحق خود را داعیه دار جریانی از بدنه این مجموعه می دانند.
این معدودان که به فرموده علی(ع) علت فتنه ها و آشوب هایشان کینه توزی است، همان ها که باز هم به بیان علی (ع) با بدعت نهادن در احکام و فتنه افروزی حقیقت را در تاریکی فروبرده و گمان می کنند خورشیدی در پس ابرها نیست. اینان باید بدانند که حساب جریان پاک دانشجوئی و دفاتر 40 گانه اتحادیه ما از آنانی که خود هیزم آتش فتنه خواهند شد جداست.
اما حقیقت کجاست؟
سال 1387 و به دنبال وقوع برخی اتفاقات در کنگره تابستان آن سال، اختلافاتی رخ داد که جهت برون رفت از آن وضعیت موضوع به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری ارجاع شد.
اصطلاح حکمیت نهاد در اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان به آن زمان بازمی گردد، نمایندگانی از طرفین در جلسات شرکت نموده و نهایتا بنابر آن می شود که طبق نظر حکمیت اساسنامه اتحادیه اصلاح شده و با مشروعیت شورای منتخب کنگره 87 مشکلات مرتفع گردد.
در اثنای این مباحث و در مجامع نمایندگان سال 87 افرادی که خود را جز منتقدین می دانستند با اجماع بر سر این موضوع که ما باید به اساس نامه و نهاد های درون تشکیلاتی خود رجوع کنیم ، از حکمیت نهاد صرف نظر می نمایند،(این موضوع رسما و صریحا در مجمع نمایندگان اتحادیه با حضور اکثریت دفاتر طرح و بدون مخالفت و اعتراض در مسیر اجرا قرار میگیرد) امضای این افراد در پای صورت جلسات هیئت نظارت وقت اتحادیه مبنی بر این موضوع همچنان موجود می باشد.
تابستان 88 کنگره شورای مرکزی اتحادیه برگزار می شود ، علیرغم اینکه هنوز اساسنامه اصلاح نشده لکن به دلیل ورود برخی از همان افراد اصطلاحا منتقد به شورای مرکزی کوچکترین اعتراضی صورت نمی گیرد- یکی از همین منتخبین به صراحت از تحقق خیر باقی در اتحادیه یاد میکند- پس از برگزاری کنگره و علیرغم تلاش شورای مرکزی قبلی برای اصلاح اساسنامه و شورادد به نام شورای راهبردی ، به دلیل از رسمیت افتادن کنگره اصلاح اساسنامه تحقق نمی یابد.
سال 88 ، شورای جدید در قالب شورای راهبردی متشکل از 3 نفر از افراد منتقد، 3 نفر از دفاتر و شورای مرکزی و جناب آقای فضائلی ، مجددا موضوع اساسنامه را پی می گیرد، اما چرا اینقدر بحث بر سر اساسنامه؟ .... یکی از اساسی ترین مسائل مورد بحث، نحوه تخصیص حق رای های کنگره است، جالب اینجاست که اتفاقا واحد تشکیلات پیش از تصویب اساسنامه آن را در دستور کار خود قرار میدهد و بر اساس سیستمی کاملا شفاف و مورد قبول همگان آرا در مجمع تیرماه 89 توزیع می شود که کمترین انتقاد و اعتراض بدان صورت می گیرد.
علیرغم عمل شورای مرکزی به چیش نویس اساسنامه پیش از تصویب جهت ابراز حسن نیت خود و در حالی که بنا بود در کنگره سال 89 اساسنامه جدید نیز به رای گزارده شود اتفاقاتی افتاد که کام همگان را بسی تلخ نمود.
شورای مرکزی طبق سنوات قبل برنامه ریزی لازم برای برگزاری انتخابات سالانه خود را انجام میدهد، در تاریخ 27 تیرماه، یعنی فقط یک روز قبل از برگزاری کنگره، یعنی زمانی که حتی برخی دفاتر در محل برگزاری کنگره حاضر شده بودند نامه ای از آقای دارا –مدیر فرهنگی وزارت علوم- نه خطاب به شورای مرکزی جامعه و تیم برگزار کننده کنگره که خطاب به دانشکده علوم حدیث انتشار می یابد.
در این باب تذکار چند نکته لازم است:
1- اولا تنها نهادی که امکان موضع گیری و ابلاغ حکم پیرامون اتحادیه های دانشجوئی را دارا می باشد، هیئت نظارت وزارتین می باشد، که متشکل از نمایندگان وزارت علوم و بهداشت و شورای عالی انقلاب فرهنگی و نماینده نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری میباشد، بدیهی است تا این تاریخ این هیئت هنوز جلسه ای تشکیل نداده که منتج به صدور حکمی پیرامون کنگره این اتحادیه باشد، پس چگونه به دروغ برخی از نهاد رهبری هزینه میکنند و همه دنیا و آخرت خود را به ثمنی بخس چوب حراج میزنند.
2- استفاده آقای دارا از عنوان نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری ، و صدور حکمی فراتر از شئون حقوقی ایشان –مدیر کلی ساده در وزارت علوم -موضوعی است که نهاد رهبری نیز به آن معترض می باشد و اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان نیز در زمان مقتضی به صورت قضائی پیگیرآن خواهد بود و آیا اساسا شان نهاد رهبری بدانجا رسیده که نظراتش پیرامون مسائلی بدین مهمی به صورت کاملا غیر رسمی و از طریق مدیری در وزارتخانه ای و چنین شتابزده طرح شود!
3- بند آئین نامه ای مورد استفاده در این نامه که برگزاری نشست اتحادیه در دانشگاه را منوط به اخذ مجوز دفتر دانشگاهی میداند، هرگز نافی قرارداد مستقیم اتحادیه و آن دانشگاه نمی باشد، کما اینکه سال گذشته و علیرغم عدم تاسیس دفتر دانشگاه علوم و حدیث نیز اتحادیه مستقیما با این دانشگاه عقد قرارداد نموده بود. مخلص کلام اینکه تنها راه برگزاری نشست توسط یک اتحادیه در دانشگاه ها اخذ مجوز از طریق دفتر دانشگاهی نیست، بلکه خود دانشگاه ها میتوانند مستقیما با اتحادیه ها وارد مذاکره شوند-پاسخ قاطع دانشگاه علوم و حدیث به شخص آقای دارا در این موضوع بسیار روشنگر است -
از موارد 3 گانه فوق روشن است که اولا نهاد رهبری هیچ گونه موضع گیری ای مبنی بر غیرقانونی بودن کنگره اتحادیه نداشته است و مستمسکین به این موضوع و ایراد اتهام ضدولایت فقیه به سایر اعضای اتحادیه مرتکب گناهی هستند بس ناجوانمردانه.
نکته دیگر این جاست که اگر برگزار کنندگان کنگره شهر ری و دفاتر 24 گانه شرکت کننده در آن و نیز برخی دیگر از دفاتر که علیرغم همراهی فکری و لسانی امکان حضورشان فراهم نبود، به زعم این معدود افراد ضد ولایت فقیه اند ،چرا مرتبا بر این طبل توخالی میکوبند که مشکلات اتحادیه نه مسائل اعتقادی و سیاسی که مسائل تشکیلاتی است!
اما در باب اردوگاه شهید باهنر
اتحادیه ما 40 دفتر دانشگاهی دارد، 24 دفتر در کنگره شهر ری شرکت کرده اند بعلاوه تعدادی دیگر از دفاتر که به دلایلی نتوانستند در نشست شرکت کنندلکن همراهی لسانی و فکری و تشکیلاتی آنها مبرهن است، چرا به دروغ سعی در حذف این دفاتر دارند؟ چرا کینه توزی خود با پند نفر را به کل اتحادیه تسری میدهید؟ چرا این دفاتر برای نشست شهید باهنر دعوت نشدند؟ کدامین نهاد قانونی با نشست شهید باهنرهمراهی داشت؟ شورای مرکزی، هیئت نظارت، نهاد، وزارت خانه، هیئت موسس؟ چرا به دروغ کینه های شخصی را به انحصارطلبی عطف میدهید؟ چرا دفاتر 24 گانه را صرفا از یک استان می دانید؟ چرا نام دفتر تهران را برای مطامع خود جعل می کنید؟ چرا از نام دفتر بافق که 3 سال قبل تعطیل شده سو استفاده می کنید؟ چرا دفتری که 4 سال –دفتر ساری - پیش مجوز موقتش به مجوز دائم تبدیل نشد و لغو مجوز شد را در کنار سایر دفاتر خوش نام اتحادیه قرار می دهید؟ چرا چشم خود را بر حقیقت بسته اید؟
دفاتر 40 گانه اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان
اگر اینان از پیش قصد اغفال برخی دفاتر و برگزاری نشست شهید باهنر را نداشتند، چگونه 1 روزه این اردوگاه را که 2 ماه پیش با پیگیری رسم اتحادیه امکان قرارداش محقق نشد یا حتی با نامه مستقیم شخص رئیس مجلس امکان رزروش نیست، در اختیار گرفتند؟هزینه های این نشست از کجا پرداخت شده؟ کدام نهاد صاحب نفوذ پشت این ماجراست که اردوگاه شهید باهنر را 1 روزه در اختیار میگیرد؟ چرا اجازه صحبت با دفاتر به اعضای هیئت نظارت و ... داده نمیشود؟ پرا دبیرکل سابق اتحادیه و عضو هیئت نظارت برای صرفا کلامی سخن گفتن با اعضای محترم اتحادیه باید یک شب در پشت در اردوگاه شهید باهنر منتظر بماند و جوابی نشنود؟
ابراز مي دارند كه قائل به حفظ كليت مجموعه و انسجام درون جامعه اسلامي مي باشيم و اضافه میکنند تلاشمان نيز معطوف به اين امر بوده است! چرا كه ادامه جرياني كه بر اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان مستولي بود را بزرگترين عامل تنش و تفرقه مي دانيم و از هيچ كوششي جهت رفع اين نابساماني ها فروگذار نخواهيم كرد. سلمنا... سوال داریم، از وجدان پاک همه دفاتر اتحادیه که آیا این تلاش تغییر قفلهای دفتر اتحادیه و عدم اجازه ورود به سایر اعضاست، آیا این تلاش ضرب و شتم برخی اعضای اتحادیه و خارج کردن آنها از دفتر اتحادیه در ساعت 1:30 نیمه شب است...
اگر به زعم این عده کینه توز جریانی در طول 10 سال ظلم ورزی نموده ، این معدود کسان که هنوز بر سر کار نیامده ظلم را آغاز نموده اند.
دفاتر 40 گانه اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان نیک میدانند که این اتفاقات به مثابه وقایعی گذرا در تاریخ اتحادیه خواهد بود، و از قضا خود تاریخ قاضی و حاکم بسیار خوبی بر این موضوع میباشد.
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
بسمه تعالي
جناب آقاي آراني نژاد دبير كل محترم اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان
خداقوت
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما ودوستان خدوم شوراي مركزي دوازدهم اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان
يكسال ديگر گذشت و به حمدالله اين مجموعه دانشجويي علي رغم همه نامهرباني ها و سنگ اندازي هاي عده اي تفرقه افكن به اندازه ي يكسال به اهداف خود نزديك گرديد.
همه ي دفاتر جامعه اسلامي در سراسر كشور شاهد مجاهدت هاي خستگي ناپذير جنابعالي وديگر اعضاي شورا بودند.
برخود لازم دانستيم به عنوان عضو كوچكي از اين مجموعه مراتب قدر داني خودرا خدمت جنابعالي تقديم داريم ، به خصوص از حركت اخير يعني برگزاري كنگره ي سالانه اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان در دانشكده علوم حديث شهرري ودر جوار حرم حضرت عبد العظيم حسني (ع) كه از نزديك شاهد تلاش هاي شبانه روزي شما در جهت برگزاري هرچه باشكوه تر اين كنگره بوديم وبه حمدالله موفق هم شديد.
اجركم عندالله
جامعه اسلامي دانشجويان
دفتر صنعتي اصفهان
بسمه تعالي
منتخبين سيزدهمين كنگره سراسري اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان:
سلام عليكم
به حمدالله اين كنگره هم در جوار حرم حضرت عبدالعظيم حسني برگزار شد و بار سنگين مسئوليت به دوش شما افتاد. ورود شما را به عرصه ي جديدي از خدمت گزاري به حضرت بقيه الله الاعظم(عج) و نايب بر حق ايشان تبريك عرض مي نماييم.
اميد است كه به فضل الهي روحيه مجاهدت و همت بلند شما بيش از پيش به حركت مقدس اين مجموعه ي دانشجويي كه همان اعتلاي فرهنگ اسلام ناب محمدي است كمك كند.
ومن الله توفيق
جامعه اسلامي دانشجويان
دفتر صنعتي اصفهان
به نوشته "ایران"، انتخابات شوراي مركزي و هيأت عالي نظارت (سيزدهمين كنگره سراسري اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان) در دانشكده علوم حديث شهرري و با حضور نمايندگان هيأت عالي نظارت اين اتحاديه برگزار شد.
شوراي جديد مركزي جامعه اسلامي دانشجويان به اين شرح است: عبدالله روشن، حسن شاهمرادي، سيدعبدالله شجاعي، محمد طاهري، علي عباسي، سلطمان هاشميان، مرضيه بخشي، سكينه سرباز، فريبا سنگيان. همچنين هيأت عالي نظارت جامعه اسلامي دانشجويان عبارتند از: عليرضا آرانينژاد و مصطفي قاسمي.
از سوي ديگر حميدرضا ملازينل، مسعود رضايي و خانم ربيعي به عنوان اعضاي عليالبدل شوراي مركزي و محمد ظريفي به عنوان عضو عليالبدل هيأت عالي نظارت انتخاب شدند.
۲۹تیر ماه امسال اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در حاشیه ی کنگره ی دفتر مرکزی و در جوار حرم مطهر شاه عبد العظیم حسنی با طلبه ی سیرجانی(حجت الاسلام والمسلمین جهان شاهی) دیدار کردند. وی در این دیدار با اشاره به مبارزات خود با بی عدالتی ها گفت:در مبارزه ی عدالت خواهان با بی عدالتی و کسانی که مفاسد اقتصادی و اشرافی گری را به وجود آورده اند ، نباید منتظر مسئولین ماند ودر واقع خودمان باید کاری کنیم.وی با طرح این سوال که حالا که مسئولین نیامده اند چرا دانشجویان نیز کاری انجام نمی دهند تصریح کرد: من انتظار ندارم که مسئولین بیایند در ماجرا و این را بارها گفته ام و اگر در ظاهر ما منتظر مسئولین هستیم ولی در باطن انتظار ما از بچه های حزب اللهی و عدالت
خواه است. وی همچنین خاطر نشان کرد : اگر جوانان عدالت خواه ماجرا را پیگیری کنند و موضوع را به نتیجه برسانند برکاتی خواهد داشت و آن این است که هم آنها عقب نشینی هایی خواهند کردو هم جبهه ی عدالت خواه اعتماد به نفس پیدا می کند و قدرت خود را بیشتر می شناسد.وی همچنین با اشاره به بحث دانشگاه آزاد گفت: قضیه ی دانشگاه آزاد نمونه ی خوبی بود چون از یک طرف نشان می داد که مسئولین(نمایندگان) و حتی آن شعبه از قوه ی قضاییه که آن حکم را صادر کرد در مواردی همگام با جبهه ی مقابل اند و ما نباید زیاد از بدنه ی مسئولین انتظار داشته باشیم و در طرف دیگر اگر هم مسئولین وارد ماجرا شوند کشمکش های سیاسی اتفاق می افتد که چون برای اصل نظام مشکل ساز است مثل همین قضیه آقا ناچارا وارد ماجرا می شوند و دستور می دهند قضیه مسکوت شود. اگر این در گیری ها بین مسئولین ایجاد شود همین اتفاقات می افتد که مطلوب نیست ولی ما باید جبهه ی جدیدی را باز کنیم که در این جبهه نیاز به حضور همه ی مردم نیست و فقط ورورد دانشجویان و طلاب با بصیرت می تواند ما را به نتایج مطلوب برساند .
ادامه ی بیانیه در ادامه مطلب...
تیر ماه امسال جاد صنعتی اصفهان در مشهد مقدس با آقای حیدر رحیم پور ازغدی دیدار کردند. وی در این دیدار با اشاره به حوادث پس از رحلت رسول اکرم گفت: اگر به تاریخ بپردازیم متوجه می شویم کار از کجا خراب شد و چه اتفاقی افتاد که که امامت به پادشاهی تبدیل شد. وی همچنین افزود: 1400 سال پادشاهی ادامه پیدا کرد تا زمان امام که پادشاهی را
به امامت تبدیل کرد و کل دنیا غیر مستقیم تحت تأثیر آن قرار گرفت . وی با اشاره به حوادث پس از انتخابات خاطر نشان کرد: تلموتیان و کسانی که همواره می خواستند انقلاب های الهی را منحرف کنند یا زَر زده اند یا زور زده یا تزویر زده . پس از انقلاب در واقع موسوی یک تلموتی زر زده بود که این اتفاقات پیش آمد.